نشریه خط

نشریه تحلیلی هنر و طراحی


مشترک روزنامه خط شوید
پس از تکمیل فرآیند ثبت‌نام ایمیل دریافتی را تایید نمایید. روزنامه خط آخرین محتوای نشریه خط را به صندوق پست الکترونیکی شما خواهد آورد.

«عکاسی یکی از مهم‌ترین روش‌هایی است که به وسیله ی آن یک باستان شناس و مردم نگار می‌تواند تمام جنبه‌های کار میدانی خود را به شکل روزانه ثبت کند. به دلیل مستند و عینی بودن عکس، از آن به عنوان یک مدرک علمی در محوطه‌ها و حفاری‌ها و هم‌چنین اسناد تاریخی استفاده می‌شود. این گزارش‌های تصویری می‌توانند در صورت وجود ابهام و بروز مشکل در یادداشت‌ها نیز به کار گرفته شوند. در مورد یافته‌های مورد تردید، ثبت از طریق یک عکاسی دقیق می‌تواند آخرین وسیله برای اثبات صحت کار میدانی باشد. 

کتاب‌ها و نشریات بسیاری در مورد ماهیت یک عکاسی اصولی وجود دارد اما مهم این است که بدانید «عکاسی باستان‌شناسی» و «عکاسی مردم‌نگاری» با «عکاسی هنری» بسیار متفاوت بوده و به یک معنی نیستند. عکاسی باستان‌شناسی و مردم‌نگاری یک هدف مشخص و محدود دارد که همان مستندسازی یک محوطه یا منطقه با جزئیات تکنیکی لازم است که این کار بیشتر جنبۀ تحلیلی دقیق دارد. به این دلیل، علاوه بر پیروی از یک‌سری اصول اولیه مانند ترکیب و نورپردازی، عکاسی باستان‌شناسی و مردم‌نگاری استانداردهای ویژه خود را دارد؛ هرچند که همواره مجالی برای عکاسی هنری و شخصی در یک حفاری و یک منطقه مورد مطالعه مردم نگار نیز وجود دارد.

کتاب حاضر با هدف دست‌یابی به مناسب‌ترین و ساده‌ترین راه‌کارها، اصول، فنون و روش‌های مؤثر عکاسی در پژوهش‌ها، کاوش‌ها و آثار باستانی را در اختیار باستان‌شناسان قرار می‌دهد.»

گزیده‌ای از پیشگفتار کتاب «عکاسی در باستان شناسی و نگاهی به عکاسی مردم نگاری» نوشته ندا حسین طهرانی، که توسط موسسه فرهنگی انتشاراتی پازینه برای نخستین بار در سال ۱۳۹۴ چاپ و منتشر گردید.

نشریه تحلیلی هنر و طراحی

پیش ‌نهاد ویژه

توسط زهرا اردکانی ؛ ۲۶ اسفند ۱۳۹۵

پوستر سی و پنجمین دورۀ جشنواره جهانی فیلم فجر کمی زودتر از آغاز جشنواره و پس از انتشار عکسی از این پوستر در جشنواره برلین رسانه‌ای گردید. 

حمیدرضا بیدقی گرافیست و طراح شناخته شدۀ کشورمان، که سال گذشته نیز طراحی پوسترهای این جشنواره را عهده‌دار بود، امسال نیز پوستر بخش‌های مختلف جشنواره را طراحی و اجرا نموده است. پوستر اصلی این دوره از جشنواره براساس یکی از عکس‌های مجموعۀ «برف» اثر زنده‌یاد عباس کیارستمی طراحی شده است، تا علاوه بر ادای دین و یادی از این هنرمندِ بین‌المللی سینمای کشورمان، اشاره‌ای نیز به بُعد جهانی سینمای ایران باشد.

همچنین تصویری از زنده یادکیارستمی در جریان پشت صحنۀ فیلم «زندگی ودیگرهیچ» که توسط مینا زیوری به ثبت رسیده، به همراه جمله خانۀ دوست اینجاست به عنوان پوستر بخش بزرگداشت زنده‌یاد عباس کیارستمی ارائه شده است.

علاوه بر این‌ها، سه پوستر دیگر نیز به شکلی کاملاً متفاوت برای بخش‌های سینمای سعادت، جلوه گاه شرق و نمایش های ویژه، توسط حمیدرضا بیدقی طراحی شده است. در این پوسترها بیدقی کوشیده تا با ترکیب تصاویری از آثار هنرهای سنتی ایران مانند کاشی‌کاری، فلزکاری، حجاری و... فضای بین المللی جشنواره را تا حدی ایرانیزه نماید. هرچند ایدۀ اولیه این پوستر‌ها بدیع به نظر می‌آیند، اما عدم هماهنگی مضامین سینمایی با روح این آثار باعث شده تا مخاطبان با تصاویری غریب روبرو شوند که اگر به تنهایی و بدون عنوان جشنواره فیلم فجر ارائه شوند قابل تشخیص نیستند. در این بین هرچند بازسازی کلاکت به عنوان یک ابزار سینمایی در قالب یاد شده اشاره ای به ماهیت سینمایی این جشنواره دارد اما عدم سنخیت میان اجزاء تصویر با فرم مستطیل شکل کلاکت، نه تنها هویت کلاکت را مخدوش کرده بلکه کلیتی نه چسب و سؤال برانگیز ایجاد نموده که هیچ وجه سینمایی در آن به چشم نمی‌خورد و نه تنها برای مخاطبان داخل، بلکه برای میهمانان خارجی نیز قابل اداراک نیست.

در پایان لازم به ذکر است که جشنواره جهانی فیلم فجر از اول تا هشتم اردیبهشت ماه سال ۱۳۹۶ به دبیری رضا میرکریمی در پردیس چارسو برگزار می گردد.

زهرا کشاورز ؛ ۴ فروردين ۱۳۹۶
زهرا اردکانی ؛ ۴ فروردين ۱۳۹۶
مینا مختارزاده ؛ ۳ فروردين ۱۳۹۶
  • درخشش تزیینات کاشی کاری بر بدنۀ بتنی آرامگاه خیام/ هوشنگ سیحون
  • بابانوئل به شرق می آید/ خانه ی پویا نمایی انقلاب اسلامی
  • کارت هدیه/ جشنواره بانک سامان
توسط زهرا اردکانی ؛ ۲۳ اسفند ۱۳۹۵

امسال چهارمین جشنواره جهانی هنر مقاومت در پنج بخش پوستر، نقاشی، حجم، کارتون و کاریکاتور برگزار گردید؛ که در بخش‌های کارتون و کاریکاتور هیأت داوران متشکل از آقایان حبیب الله صادقی، سید مسعود شجاعی طباطبایی و محمد رضا دوست محمدی از میان ۸۳۰ اثر رسیده به این دو بخش‌، ۴۰۰ اثر را برای نمایشگاه انتخاب کرده و از این میان آثار محبوبه پاکدل، عثمان گوران (از ترکیه) و مهدی عزیزی را به عنوان نفرات اول تا سوم بخش کارتون انتخاب نمودند. همچنین در بخش کاریکاتور نیز آرش فروغی، هادی اسدی و شانکار پارمارثی (از هند) رتبه‌های اول تا سوم را از آن خود کردند.

گفتنی است کارتون‌های ارسالی به این دوره از جشنواره جهانی هنر مقاومت، موضوعاتی از قبیل جنگ نرم، آل سعود ( آل سعود و داعش، آل سعود و جنایت در یمن، آل سعود و روابط با رژیم صهیونیستی، آل سعود و وهابیت) انتفاضه سوم، استکبار ستیزی و تروریسم را شامل می‌شدند. همچنین در پخش کاریکاتور نیز شخصیت‌های مهم و منفوری هم‌چون مَلک سَلمان، اوباما، نتانیاهو و ابوبکر بغدادی به عنوان موضوعات این دوره از جشنواره معرفی شدند.

در این بین با نگاهی اجمالی به مجموعه کارتون‌ها و کاریکاتورهای برگزیده دوره چهارم جشنواره جهانی هنر مقاومت، می‌توان توجه ویژه هیأت داوران به نقش آل سعود در حادثه تلخ منا، ایجاد نا‌امنی‌های بی امان در منطقه و شکل‌گیری گروهک تکفیری تروریستی داعش و امثال آن را به وضوح مشاهده کرد. به طور نمونه در اثر محبوبه پاکدل (رتبه نخست کارتون)، شیخ وهابی به همراه میمونی بر دریایی از خون حاجیان با آرامشی دروغین در حال قایقرانی است و یا در اثر آرش فروغی (رتبه نخست کاریکاتور) پادشاه عربستان هم چون ضحاک زمانه به هشت پایی تشبیه شده که با هر کدام از بی‌شمار دستان خود خون به پا می‌کند. 

در این میان جشنواره بین المللی هنر مقاومت با توجه به موضع‌گیری‌های صریح و صحیح خود، نقش به سزایی در تسریع و گسترش دیدگاه‌های حق طلب و دشمن‌ شناس در جهان ایفا می‌نماید، به طوری که می توان امید داشت تا در طی چند سال آینده به مقبولیت جهانی بیشتری دست یابد و نقش مؤثری در بیداری هنرمندان و جامعه هنر دوست داشته باشد.

توسط فاطمه سادات تهامی ؛ ۱۶ اسفند ۱۳۹۵

هنرمند باید در آثار تصویرسازی مربوط به کودکان و خردسالان، به روحیات و سلیقه ی این رده ی سنی دانش و آگاهی داشته باشد. هنرمند باید بتواند خود را در دنیای کودکانه تصور کرده و دست به خلق اثر برد. اما هنرمندانِ تصویرساز عمدتاً به دور از سادگی و شادی کودکانه برای مخاطبشان خلق اثر می کنند و در حین طراحی بیشتر تحت تأثیر سلیقه ی بزرگسالان قرار می گیرند؛ چراکه از کودکی خود فاصله گرفته و یا دانش کافی نسبت به روحیات کودکان ندارند. 
نیلوفر برومند، هنرمندی است که با روحیه ی شاد و کودکانه ی خود و با دانش نسبت به سلیقه ی کودکان، دست به آفرینش آثاری زده است که کاملاً با حال و هوای این رده ی سنی سازگار است. آثار وی به دور از هر گونه پیچیدگی، دارای رنگ های شاد، طرح های زیبا، هنرمندانه و در عین حال ساده می باشد. ویژگی های مذکور سبب شده علاوه بر قابل فهم و در عین حال جذاب جلوه کردن تصاویر، در نشریات، کتب مربوط به کودکان و خردسالان نیز جایگاه ویژه ای پیدا کند و این در نوع خود اتفاق مبارکی است.

توسط فاطمه سادات تهامی ؛ ۱۴ اسفند ۱۳۹۵

در تصویرسازی برای کودکان زیاد پیش می آید که تصویرگر با توجه به داستان باید نقش های انسانی به حیوانات بدهد. نمونه های موفق این کار را در پویانمایی(انیمیشن) های تلویزیونی دیده ایم مانند "پسر شجاع"، "تام و جری"، "عصر یخبندان" و...
یکی از ویژگی های مهم آثار مهدیه صفایی نیا آن است که حیوانات به خوبی در آن ها نقش های انسانی به خود گرفته اند. مثلا روباهی که سوار دوچرخه است، گورخری که کتاب می خواند، حیواناتی که با هم بازی می کنند و... .
این کار در تصویرسازی آن قدر ها هم آسان نیست و هنرمند باید علاوه بر آشنایی کامل با دنیای کودکان، در طراحی و اجرای تکنیک نیز تجربه و مهارت کافی داشته باشد. حیوانات مهدیه صفایی نیا، هم دوست داشتی و مهربان به نظر می رسند و هم نقش های انسانی را به خوبی ایفا می کنند. به طوری که کودک هرگز به صفات واقعی موجودات و درنده خو بودن بعضی از آن ها در دنیای واقعی فکر نمی کند.
مهدیه صفایی نیا هنرمند فعال در تصویرسازی کودکان است. او دارای مدرک کارشناسی ارشد تصویرسازی از دانشگاه هنر تهران است و تا کنون بیش از سی و پنج جلد کتاب کودک را تصویرسازی کرده است و با نشریاتی مانند قلک، سروش کودکان و... همکاری داشته است.

توسط فاطمه سادات تهامی ؛ ۳ فروردين ۱۳۹۶

بارها اتفاق افتاده است که به مناسبت های مختلف، کارت هدیه ی بانکی را دریافت یا به عزیزانمان هدیه کرده ایم و مطمئنا اگر این کارت ها ظاهر مناسب و زیبایی داشته باشند موجب شادی بیشتر گیرنده خواهند شد.
مدتی پیش بانک سامان در یک اقدام تحسین برانگیز فراخوانی را با موضوع طراحی کارت هدیه ی بانکی برای مناسبت های مختلف منتشر کرد که در پی آن تعداد زیادی از طراحان مبتدی و حرفه ای در آن رقابت شرکت کردند. تمام مراحل داوری، برگزاری نمایشگاه و اهدای جوایز با نظم و در زمان مشخص انجام و آثاری برگزیده شد که در تصاویر خواهیم دید.
نفرات اول تا سوم این رقابت به ترتیب: سینا سنکار، پریا لرستانی و زینب عسگری می باشند.طرح هایی نیز در رتبه های بعدی قرار گرفته و تقدیر شدند.نکته ی جالب توجه در انتخاب آثار این است که آثاری که کاملا متفاوت و با ایده ی نو بوده انتخاب شده اند و این نشان دهنده ی داوری قوی است‌. 
بانک سامان با ایجاد چنین رقابت هنری ارزشمندی، قدمی بزرگ در حفظ جایگاه طراحی در سازمان های مختلف برداشته است.

 

توسط زهرا اردکانی ؛ ۲۶ اسفند ۱۳۹۵

پوستر سی و پنجمین دورۀ جشنواره جهانی فیلم فجر کمی زودتر از آغاز جشنواره و پس از انتشار عکسی از این پوستر در جشنواره برلین رسانه‌ای گردید. 

حمیدرضا بیدقی گرافیست و طراح شناخته شدۀ کشورمان، که سال گذشته نیز طراحی پوسترهای این جشنواره را عهده‌دار بود، امسال نیز پوستر بخش‌های مختلف جشنواره را طراحی و اجرا نموده است. پوستر اصلی این دوره از جشنواره براساس یکی از عکس‌های مجموعۀ «برف» اثر زنده‌یاد عباس کیارستمی طراحی شده است، تا علاوه بر ادای دین و یادی از این هنرمندِ بین‌المللی سینمای کشورمان، اشاره‌ای نیز به بُعد جهانی سینمای ایران باشد.

همچنین تصویری از زنده یادکیارستمی در جریان پشت صحنۀ فیلم «زندگی ودیگرهیچ» که توسط مینا زیوری به ثبت رسیده، به همراه جمله خانۀ دوست اینجاست به عنوان پوستر بخش بزرگداشت زنده‌یاد عباس کیارستمی ارائه شده است.

علاوه بر این‌ها، سه پوستر دیگر نیز به شکلی کاملاً متفاوت برای بخش‌های سینمای سعادت، جلوه گاه شرق و نمایش های ویژه، توسط حمیدرضا بیدقی طراحی شده است. در این پوسترها بیدقی کوشیده تا با ترکیب تصاویری از آثار هنرهای سنتی ایران مانند کاشی‌کاری، فلزکاری، حجاری و... فضای بین المللی جشنواره را تا حدی ایرانیزه نماید. هرچند ایدۀ اولیه این پوستر‌ها بدیع به نظر می‌آیند، اما عدم هماهنگی مضامین سینمایی با روح این آثار باعث شده تا مخاطبان با تصاویری غریب روبرو شوند که اگر به تنهایی و بدون عنوان جشنواره فیلم فجر ارائه شوند قابل تشخیص نیستند. در این بین هرچند بازسازی کلاکت به عنوان یک ابزار سینمایی در قالب یاد شده اشاره ای به ماهیت سینمایی این جشنواره دارد اما عدم سنخیت میان اجزاء تصویر با فرم مستطیل شکل کلاکت، نه تنها هویت کلاکت را مخدوش کرده بلکه کلیتی نه چسب و سؤال برانگیز ایجاد نموده که هیچ وجه سینمایی در آن به چشم نمی‌خورد و نه تنها برای مخاطبان داخل، بلکه برای میهمانان خارجی نیز قابل اداراک نیست.

در پایان لازم به ذکر است که جشنواره جهانی فیلم فجر از اول تا هشتم اردیبهشت ماه سال ۱۳۹۶ به دبیری رضا میرکریمی در پردیس چارسو برگزار می گردد.

توسط فاطمه سادات تهامی ؛ ۲۱ اسفند ۱۳۹۵

بیماری ایدز در سال های اخیر به یکی از دغدغه های جوامع مختلف تبدیل شده است. راه های پیش گیری آن و آگاهی دادن به مردم جهت جلوگیری از انتقال بیماری از موضوعاتی است که هنرمندان در عرصه های مختلف بسیار به آن پرداخته اند.
مجموعه پوستر های ایدز که توسط نرگس غیومیان طراحی شده است از جمله ی فعالیت های موفق در حیطه ی هنر طراحی گرافیک در جهت مبارزه با ایدز است. در این پوستر ها هم از عناصر بصری نمادین و هم از عناصر واقعی استفاده شده است. به عنوان مثال در پوستری که قرص ضد ایدز کلمه ی ایدز را قطع کرده است، قرص که موضوع مستقیم و واقعی است کلمه ی ایدز را که نماد بیماری ایدز است, به شکل تیغی بریده است و به جلوگیری از بیماری به وسیله ی قرص اشاره دارد. در پوستر دیگر یخ, که نماد انجماد و سکون است, تعدادی روبان قرمز(نماد بیماری ایدز) را منجمد کرده است و نماد جلوگیری از همه گیر شدن بیماری است. تکنیک اجرای این آثار تلفیقی از طراحی دیجیتال، طراحی دستی و عکاسی است. این مجموعه مقام دوم را در جشنواره ی روبان قرمز کسب کرده.
نرگس غیومیان دارای مدرک کارشناسی گرافیک از دانشگاه تهران و کارشناسی ارشد گرافیک از دانشگاه تربیت مدرس است و در حال حاضر در شاخه ی طراحی پوستر فعالیت دارد.

توسط زهرا اردکانی ؛ ۲۱ اسفند ۱۳۹۵

آذین والی Azin Valy  معمار و خالق برند نوظهور Cityzen by Azin (از ۲۰۱۲ تا کنون)، با بهره گیری از تصاویر ماهواره‌ای ناسا از شهر‌های مختلف جهان و چاپ آن‌ها به صورت دیجیتال بر روی پارچه هایی با کیفیت هم‌چون ابریشم، توانسته طرح‌های جدیدی را در قالب البسه، شال، کیف، دستمال‌گردن و سایر اقلام تزئینی وابسته، به دنیایی مُد معرفی نماید. 

این نگاه بومی و در عین حال جهانی، در آثار آذین والی او را به یکی از افراد مورد توجه در عرصه مد و لباس نیویورک بدل ساخته، به طوری‌که بسیاری از جامعۀ‌ مُد‌گرای آمریکا به سراغ نقشه هوایی شهر زادگاه‌شان رفته و از آن به عنوان معرفی وجهی از شخصیت خود استفاده کرده‌اند. از هنرمندان تا سیاستمداران و حتی ایرانیان ساکن ایالات متحده و برخی بازیگران ایرانی هم‌چون فاطمه معتمدآریا؛ گستره وسیع مخاطبان و طرفداران طرح‌های آذین والی را شکل می‌دهند. اما ایدۀ برند Cityzen by Azin بیشتر جامعۀ برند‌شناس و برندپوش را شامل می‌شود و برای مخاطبان عام نه به لحاظ مالی و نه به لحاظ زیبایی شناسی از جذابیت چندانی برخوردار نیست. چرا که این برند، طرح یا شاخصه‌ ظاهری خاصی ندارد و باید حتماً پیش‌زمینه‌ای جهت آشنایی با ایده اصلی آذین والی وجود داشته باشد. 

با این حال نوع نگاه آذین والی و جهانی شمولی آن در عین بومی گرایی‌اش، سبب شد تا انوشه انصاری (نخستین فضانور زن ایرانی) در مراسم اسکار ۲۰۱۷، شالی با نقشه هوایی مشهد (شهر زادگاهش) به تن نماید، تا تلویحاً اشاره‌ای به ایرانی بودنش و علت حضورش در آن مراسم باشد و بیان‌گر این نکته مهم که وقتی از فضا به زمین می‌نگریم هیچ مرزی به چشم نمی‌آید. این خود کنایه‌ای هنرمندانه به اقدامات اخیر ترامپ و قانون جدیدش در ارتباط با عدم اجازه ورود اتباع هفت کشور مسلمان از جمله ایران به آمریکا بود. 

توسط کلثوم پیامنی ؛ ۲۶ دی ۱۳۹۵

سزه تسونگ لئونگ عکاس آمریکایی است که عکاسی مجموعه عکس افق‌ها را از سال ۲۰۰۱ آغاز کرده و اولین بار در سال ۲۰۰۸ م بخشی از آثارش را به نمایش گذاشت. او بیش از یک دهه روی این پروژه کار کرده است. او به نقاط مختلف دنیا سفر کرده و چشم‌اندازی از آن منطقه را در چهارچوب و منطق صوری مشخصی عکاسی کرده است، مناظر گسترده و وسیع با وجود خط افقی در میانه تصویر که محل آن در همه تصاویر به طور دقیقی یکسان عکاسی شده است.دقت عکاس با توجه به تغییرات جغرافیایی و عکاسی در فواصل زمانی زیاد ستودنی است. لئونگ خط افق و جایگاه آن در کادر را به عنوان چهارچوب لایتغیر مجموعه برگزیده است و همه چشم‌اندازهای کشورهای مختلف را با توجه به ارتفاع و پستی آن سرزمین با تغییر زاویه دید خود جبران کرده است. البته این تغییر زاویه که گاهی بسیار زیاد اصلا در تصاویر محسوس نیست زیرا عکاس با تدبیر فاصله گرفتن از چشم‌انداز بافت تصوری مشابهی را بوجود آورده است. این تصاویر با فضایی گسترده و افقی مشترک محدوده دید ما را چنان گسترش می‌دهد که چشم ما مرتعی سبز از انگلستان را به بیابانی از دبی متصل می‌کند. این گسترش افق دید بیانگر مفهومی از بی‌مرزی است. مرزهایی که مارا از هم جدا می‌کنند در افق دید هنرمند جهانی بی مرز ساخته است که همه را درکنار هم می‌بیند. نگاه صلح طلب عکاس فارغ از همه‌ی مرزهای جغرافیایی می‌تواند الگوی خوبی برای عکاسان داخلی و نحوه برخورد هنرمندان با موضوعات ارزشی باشد. او مدال یادبود «جان سیمون» و بورسیه‌ی گوگنهایم را برای مجموعه عکس‌هایش دریافت کرده است.

توسط مهدیه اصلانی ؛ ۵ دی ۱۳۹۵

آنچه عکاسی خیابانی را از عکاسی مستند متمایز می کند، پیش شرط های شکل گیری این نوع از عکاسی است. حضور مردم، محیط های عمومی، لحظاتی غیر قابل پیش بینی و کنش هایی غیر منتظره... همه از ارکان اصلی عکاسی خیابانی هستند.

و این همان «لحظه قطعی» بود که برای اولین بار در فریم های هنری کارتیه برسون دیده شد. 

مرز عکاسی مستند و عکاسی خیابانی بر سر تفاوت هایی است که در انتخاب آگاهانه ی لحظه و سوژه و مفهوم و معنای عکس خود را نشان می دهند. هرچند در این چند خط قصد بررسی تفاوت ها و شباهت های این دو گونه از عکاسی را نداریم اما به بهانه ی تصاویر مرتضی هراتی، گذری کوتاه بر عکاسی خیابانی کردیم. مرتضی هراتی مقیم افغانستان است و سال هاست که از علاقه ی خود به عکاسی خیابانی می گوید. تصاویر او هر چند ممکن است به تمام معنا در حیطه ی عکاسی خیابانی نگنجند اما تلاشی است از ثبت لحظه های زیبا که حضور عنصری انسانی در آن دیده می شود.

شاید همین بار انسانی و انتخاب زیستگاه خاصی که او برای عکاسی اش انتخاب کرده، اولین پارادوکس با عکاسی خیابانی باشد و تصاویرش را به عکاسی مستند نزدیکتر کند. چرا که بیش از آنکه در برگیرنده ی صرف حضور انسان باشد ،دربرگیرنده مفاهیم انسانی است.

حضور هدفمند دوربین در میان انسان هایی رنج دیده و زحمت کش با سابقه طولانی در فقر و جنگ، فریم های این عکاس را تبدیل به سندهایی می کند برای شهادت مظلومیت قوم افغان.

توسط زهره حاضری ؛ ۱۴ اسفند ۱۳۹۵

سفال؛ واژه ای که حس گرمی و لطافت را با خود به ارمغان می آورد و همسانی ماهیت وجودی آن با انسانها، چرایی پیوند دیرینه مردم با آثار ساخته شده از آن را مشهود می سازد. همواره هنرمندان بسیاری با خلق آثاری از سفال سعی بر تبلور هرچه بیشتر این پیوند داشته اند.در این میان سرکار خانم سکینه آقانسب از جمله هنرمندانی است که در سالهای اخیر به عنوان مدرس و سازنده آثار ساخته شده از گل و سفال، از جایگاه ویژه ای در این هنر برخوردار می باشد و وجه تمایز آثار ایشان با سایر هنرمندان در این زمینه، بهره گیری از ترکیب مواد و مصالحی نوظهور همچون گل سلولزی و لعاب، می باشد.

استفاده از فرم و بافت هایی متفاوت با متریالی از جنس سفال در تلفیقی استادانه با لعاب موجب شده تا ایشان آثاری شگفت انگیز را از خود به جای گذارند.آثاری همچون نقش برجسته های ایرانی که در آنها موضوعاتی کاملاً ایرانی/اسلامی به گونه ای متفاوت و خیره کننده، بیان شده است.تکنیک های به کار برده شده در ساخت این آثار با یکدیگر کاملاً متمایز بوده و در بیشتر موارد با نام ائمه و آیات قرآن مزین شده است.رنگهای به کاربرده شده در این تابلوها، ترکیبی است از رنگهایی گرم و متناسب با یکدیگر که در نهایت موجب خلق آثاری دلنشین و چشم نواز شده است. هنرمند در این تابلوها با استفاده از نمادهای مستقیم و به دور از هرگونه تکلف و انتزاع، سعی بر ایجاد ارتباط مستقیم بیننده با این آثار داشته است و نامگذاری آنها و به کار بردن واژه هایی کاملا عینی و ساده، گواهی است براین موضوع.

توسط مینا مختارزاده ؛ ۲۶ بهمن ۱۳۹۵

انگشتر، جزء معدود اشیای تزیینی است که در اسلام، به استفاده از آن توصیه‌شده و فضیلت‌های فراوانی برای استفاده از انگشتر با سنگ‌های عقیق یمنی، فیروزه و دُر نجف در دست راست، برشمرده شده است. پس از اسلام و با محدود شدن استفاده از ظروف فلزی برای خوردن و آشامیدن، هنرمندان فلزکار، بیش‌ازپیش هنر خود را بر روی این شی گرانبها متمرکز کردند.
در کشورهای اسلامی ساخت رکاب‌های پرکار، برای این سنگ‌های گرانبها از جایگاه خاصی برخوردار است و هنرمندانی در این رشته وجود دارند که هنر دست آن‌ها با بهایی بسیار بیش از ارزش مادی انگشتر خرید و فروش می‌شود. در ساخت رکاب انگشتر از تکنیک‌های مختلف فلزکاری، مانند قلم‌زنی، حکاکی روی فلز و کنده‌کاری استفاده می‌شود. مجموعه ی حدید یکی از گروه های هنری است که  در این زمینه درحال فعالیت است و انگشترهای فراوانی با تطبیق کم نظیر سنگ و فلز طراحی و ساخته است.این گروه در ساخت انگشترهای خود به صورت خاص از هنر قلم زنی بهره برده است.
 هنر قلم‌زنی عبارت است از تزیین و کندن نقوش بر روی اشیای فلزی به‌ویژه مس، طلا، نقره، برنج. برای قلم‌زنی ابتدا انگشتر موردنظر را که معمولاً از جنس نقره یا طلا است از محلول قیر و گچ پر می‌کنند تا سروصدای قلم کمتر به گوش برسد و همچنین مانع از سوراخ شدن ظرف در حین کار شود. سپس نقش موردنظر را روی رکاب رسم کرده و قلم مناسب را انتخاب و روی سطح قرار می‌دهند و با چکش بر انتهای قلم می‌کوبند تا شیارها و نقش‌ها با تغییر شدت ضربه روی ظرف ایجاد شوند.پس از ایجاد نقش‌ها و جدا کردن قیر، برای ایجاد نمای سیاه‌قلم روی شیارها گرده زغال می‌ریزند و روی ظرف را با روغن جلای سیاه می‌پوشانند. به‌این‌ترتیب نقش‌های قلم‌زده شده به شکل خط‌هایی تیره و مشخص دیده می‌شود.
طرح‌های مورداستفاده در قلم‌زنی از تنوع بالایی برخوردارند؛ گاه هنرمند از طرح‌های پیچان گیاهی و یا طرح‌های اسلیمی استفاده می‌کند و گاه از حروف، کلمات اذکار و اسامی ائمه صلوات‌الله‌علیه به شکلی خلاق و نو بهره می‌برد. توجه به جایگاه سفارش‌دهنده یا خریدار در انتخاب طرح اهمیت دارد. بسیاری از انگشترها با رکابی ساده و کمترین میزان قلم‌زنی، تمرکز بیشتر را بر روی سنگ قرار می‌دهند که این نوع از انگشترها، بین جوانان محبوبیت بیشتری دارند. تعدادی از انگشترها نیز با رکاب بسیار پرکار و ظریف، نه‌تنها هنر دست سازنده‌ی خود را نشان می‌دهد بلکه جایگاه و سلیقه‌ی خریدار را نیز مشخص می‌کند.هنرمند قلم‌زن با تطبیق نقش و طرح با سنگ موردنظر (بخصوص زمانی که خود سنگ نیز حکاکی شده باشد.) سعی می‌کند فاصله‌ی این دو جنس متفاوت را کم کند و چنان فلز رکاب را با سنگ هماهنگ می‌کند که انگشتر به‌صورت یک کل واحد و چشم‌نواز به نظر می‌آید. گویی از ابتدا رکاب و سنگ برهم نشسته بودند.

توسط فاطمه سادات تهامی ؛ ۱۶ بهمن ۱۳۹۵

"انارگل" نام برند ایرانی پوشاک بانوان است که مدت هاست در تولید انواع مانتو، شال، روسری، دامن و کفش فعالیت دارد. 
سادگی و متانتی که در پوشاک انارگل دیده می شود ویژگی ای است که اخیرا کمتر در تولیدات پوشاک بانوان دیده می شود. طراحی هنرمندانه و موثر از لباس های سنتی ایرانی از دیگر ویژگی های این تولیدات است.
روسری و شال ها با طرح های گل دار و تک رنگ و از جنس نخ در قواره های بزرگ و متناسب با مدل مانتو ها و کت و دامن ها طراحی شده اند. طراحی کفش های ساده و کلاسیک چرمی باعث تکمیل تولیدات انارگل شده است.
مدل های پوشاک انارگل با توجه به آب و هوای هر فصل تغییر می کنند و در فصل جدید مدل های قدیمی دیگر به چشم نمی خورند و طرح های جدیدی ارائه می شود.
خوشبختانه تولیدات انارگل مورد استقبال جامعه و مخصوصا جوانان قرار گرفته است و یکی از برند های موفق ملی محسوب می شود.

توسط نرگس غیومیان ؛ ۱۴ اسفند ۱۳۹۵

نام "هادی ضیاء الدینی" به عنوان مجسمه سازی توانا ، برای همه مردم سنندج و دیار کردستان نامی آشناست . استاد ضیاءالدینی در مورد اثر جاودانه‌اشِ، یعنی مجسمه آزادی سنندج می‌گوید: به راستی در مورد مجسمه آزادی نمی‌توانم خیلی توضیح بدهم. در آن مقطع زمانی مسئولان به من گفتند که مجسمه آزادی را بساز، من با پیش زمینه ای که از مبحث آزادی داشته و سال ها آن را در ضمیر ناخودآگاه خود داشتم با چند حرکت چند ثانیه‌ای مداد طرح را زدم و پس از تایید به ساختن آن مشغول شدم . آزادی به عنوان یک بحث عام مد نظر من بوده است چرا که مسئله آزادی کردی و ترکی و فارسی هیچگاه مطرح نیست، آزادی عام انسانها مورد توجه من بوده است . او در مورد تغییراتی که پس از ساخت تندیس آزادی در او ایجاد شده می‌گوید: پس از ساخت مجسمه آزادی با برداشتن کبوتری که از سینه مجسمه خارج شده بود کار بهتر و زیباتر شد و بیرون آمدن کبوتر توضیحی برای کار بود که دیگر به آن نیازی نبود. عکس العمل مردم سنندج در برابر مجسمه آزادی یک تفسیر تدریجی داشت، اول توجه چندانی به آن نداشتند. انگار آزادی دارد حضورش را در وسط میدان به دیگران تحمیل می‌کند اما پس از مدتی مردم آن را پذیرفتند وحالا دیگر تندیس آزادی به نوعی نماد شهر سنندج شده است .                       

توسط زهرا اردکانی ؛ ۲۶ بهمن ۱۳۹۵

تاها (طاها) بهبهانی متولد ۱۳۲۵، هنرمند پیشکسوت و صاحب سبک ایرانی است که عمری در زمینه نقاشی، مجسمه‌سازی، طراحی صحنه و کارگردانی تئاتر تحصیل و فعالیت کرده است. او تا کنون جوایز هنری متعددی را نیز دریافت نموده و آثار نقاشی و مجسمه‌هایش بیش از 60 بار در داخل و خارج از ایران به صورت فردی یا جمعی در معرض نمایش قرار گرفته. آبان و آذر امسال ۶۰ مجسمه و ۳۴ تابلوی نقاشی از آثار شاخص بهبانی در نگارخانۀ اصلی فرهنگسرای نیاوران با هدف مروری بر آثار نقاشی و مجسمه‌های او، در قالب نمایشگاهی با عنوان «نیست معشوقی زِ او نزدیک‌تر» به نمایش درآمد. 

آن چه در آثار بهبهانی به وضوح به چشم می‌آید، ردپای ادب و عرفان ایرانی است؛ در این میان پرندگان نیز به جهت وجوه ثمثیلی که در ساحت ادبیات عرفانی ایران دارند مورد توجه او هستند، چرا که پرنده نماد انسان است و بهترین دستمایه برای خلق آثار بهبهانی به حساب می‌آید. بهبهانی هنرمندی معناگرا است که از کودکی در مسیر فرهنگ و هنر ایرانی قرار گرفته و به همین سبب متأثر از شخصیت‌هایی هم‌چون مولانا یا عطار می‌باشد. این عرفان شاعرانه نه تنها در نقاشی‌های بهبهانی، بلکه در مجسمه‌هایش نیز به خوبی حس می‌شوند و مخاطبان آثارش را تحت تأثیر قرار می‌دهند، چرا که باید در پس اشکال و فرم های آثار بهبهانی مفهوم ناب‌تری را جستجو نمایند. 

توسط زهرا اردکانی ؛ ۱۰ بهمن ۱۳۹۵

«پاییز است» عنوان چهارمین نمایشگاه انفرادی بهداد لاهوتی هنرمند مجسمه‌ساز کشورمان می‌باشد، که در آن صد قطعه از ۱۵ اثر اصلی لاهوتی در گالری آران به نمایش درآمده است.

لاهوتی مجسمه سازی را به صورت تجربی آغاز کرده و تجربۀ کار در کارگاه نجاری استاد علیزاده و ساخت مجسمه‌های چوبی را دارد، او همچنین کار با برنز را نزد پرویز تناولی فرا گرفته است. شاخصۀ اصلی نمایشگاه‌های لاهوتی ساخت اشیائی مثل رکاب، زیور الات و... در ابعاد بزرگ است، این‌بار نیز در ادامۀ این سیر، لاهوتی بخشی از طبیعت دیده نشده هم‌چون میوه‌ها، دانه‌ها و... را در اندازه‌ای بزرگ و با رنگ‌هایی بسیار تند به نمایش گذاشته، چرا که او در پی بازشناسی زیبایی نهفته‌ای است که هیچ کس آن را نمی‌بیند. 

این مجسمه‌ها جنبه‌ی تزئینی دارند و غالبا از جنس فایبرگلاس و پلی استر هستند، تا قیمت تمام شدۀ آنها فرصتی را برای خرید علاقه‌مندان فراهم آورد. تکنیک رنگ آمیزی این آثار فانتوکروم است که این امکان را به هنرمند می‌دهد تا برخلاف روش‌های آبکاری سنتی محدودیتی در ابعاد نداشته باشد و  بتواند با ایجاد طیف‌های مختلف رنگی به روی سطوح، نزدیک‌ترین ظاهر را به فلزاتی از قبیل طلا، برنز و مس ایجاد ‌کند؛ چنان‌که حاصل کار زیبا جلوه‌ نماید. همین رنگ‌های تند، براق و فلزگونه باعث شده تا مجسمه‌های بهداد لاهوتی ظاهری لوکس و امروزی به خود بگیرند و توجه مخاطب را جلب نمایند. هنرمند با بزرگ نمایی این حجم ها و انتخاب رنگ های تند برای آنها به نوعی مخاطب را به دیدن و تماشای پاییز دعوت می‌نماید. 

گفتنی است چیدمان مجسمه‌ها نیز الهام گرفته از برگ‌ریزان پاییز است؛ هر چند در نگاه نخست چینش‌های غیر معمول لاهوتی نظر مخاطبان را جلب می‌کند، اما محاسبات هنرمند به گونه‌ای است که نه تنها از فضاسازی مجسمه‌ها بهره‌ می‌برد، بلکه از فضای منفی و خالی نمایشگاه نیز در جهت تعمق و تأمل بیشتر مخاطبان به خوبی استفاده می‌نماید، تا آن‌ها را بیشتر با جهان خود درگیر سازد و نگاه‌شان را نسبت به طبیعت پیرامون‌شان گسترش دهد. 

توسط زهرا کشاورز ؛ ۴ فروردين ۱۳۹۶
با وجود سابقه طولانی هنر و طراحی، همچنان ایده‌هایی نو برای کار وجود دارد. ایده‌هایی که گاه ریشه در گذشته داشته و با رویکردی تازه در طراحی، وارد دنیای امروز می‌شوند. گروه طراحی "کارگاه رُخ" محصولاتی را طراحی می‌کند که حال و هوای محصولات فلزی روی، در گذشته را دارند. محصولاتی که در حوزه‌های مختلفی چون ظروف، چراغ روشنایی و... قرار می‌گیرند.
حفظ مواد (متریال) مورد استفاده در گذشته و طراحی ساده محصولات از نقاط قوت این مجموعه است. اما در برخی از کارهایشان با ترکیب فلز به کار رفته با موادی چون شیشه جلوه‌ای متفاوت و زیبا به محصول می‌دهند که در عین حس قدیمی بودن آن‌ها، حس مدرن بودن را نیز منتقل می‌کنند. طرح‌های کارگاه رُخ، گویی برای خانه‌های ویلایی و باغ‌ها طراحی شده‌اند و انتقال این حس می‌تواند ناشی از شیوه ارائه آن‌ها باشد. زیرا محصولات در محیطی عکاسی شده‌اند که بوی گذشته را می‌دهند و این مسئله حتی در همنشینی دیگر  وسایل، همچون فنجان‌های چیده شده در سینی، هندوانه قاچ شده و گردو نیز به خوبی مشهود است. این شیوه‌ی ارائه، هوشمندانه و در راستای انتقال هویت محصولات است.
مجموعه طراحی روشنایی این گروه بسیار جالب بوده و در طراحی، گاه از اشیایی که کاربردی دیگر دارند، مانند سطل‌های فلزی استفاده شده است. این ترکیب در عین ایجاد وجهه‌ای زیبا، جذابیتی خاص به محصول داده است. شاید این گروه، مبتکر این شیوه طراحی نباشند و نمونه‌های بسیاری از این سبک، در محصولات خارجی دیده شود، اما این گروه به خوبی از این رویکرد بهره برده و سبک خود را در طراحی پیدا کرده است.

توسط زهرا اردکانی ؛ ۴ فروردين ۱۳۹۶

(A Design Award) یکی از معتبرترین مسابقات طراحی و دیزاین در سطح جهان است، که هر ساله با هدف ایجاد یک فضای عادلانه، اخلاقی و رقابتی، برای شرکت‌ها، طراحان و نوآوران، در تمام زمینه‌های طراحی برگزار می‌گردد. این مسابقه شامل نود و نه بخش مجزا است که هر یک توسط اساتید مجرب و متخصصان مربوطه، مورد ارزیابی و داوری قرار می‌گیرد. بخش طراحی برای سالمندان و ناتوانان، یکی از این نود و نه بخش است، که در سال ۲۰۱۶ مهدی صالح و زهرا صامعی با طرح «پنگوئن» موفق به کسب جایزه آن گردیدند. 

مهدی صالح و زهرا صامعی با هدف شناسایی مشکلات اصلی سالمندان، دو ماه را در یکی از آسایشگاه‌ کهریزک سپری کردند و طی این زمان به نقش مسمتر و حیاتی مراقبان در ارتباط با سالمندان پی‌بردند. اما مراقبان همیشه و همه جا نمی‌توانند باشند و این مشکل به خصوص در زمانی که سالمندان قصد بلند شدن از تخت و راه رفتن را دارند، جدی‌تر می‌گردد. در این میان سالمندان مبتلا به آلزامیر و کسانی که با مشکل راه رفتن در خواب مواجه‌اند، به شکلی جدی‌تری در معرض آسیب‌های احتمالی قرار دارند. از همین رو مهدی صالح و زهرا صامعی با مَد نظر قرار دادن این مشکل به دنبال راهی کاربردی برای رفع این مشکل برآمدند.

«پنگوئن» یک سیستم روشنایی هوشمند است که به منظور ارتباط مستمر میان مراقب و سالمند طراحی شده است. به طوریکه پس از افتادن سالمند از تخت یا ترک کردن اتاق، سنسور هوشمند طراحی شده بر پایه وای فای از طریق یک دستبند ارتعاشی، مراقب را مطلع می‌سازد و نور ملایم دستگاه به منظور اعلان وضعیت، اتاق را روشن می‌کند. از آن‌جا که در طراحی ظاهر این سیستم روشنایی، از فرم بدن پنگوئن الهام گرفته شده نام «پنگوئن» برای آن انتخاب گردیده است. «پنگوئن» دارای یک طراحی کاربرپسند و مقرون به صرفه با ثبات بالا و ساختاری دلپذیر است که با استفاده از مواد طبیعی ساخته شده و تولید صنعتی آن می‌تواند کمک موثری در جهت ارتقاء کیفیت مراقبت از سالمندان و افراد ناتوان باشد.

توسط مینا مختارزاده ؛ ۲۶ بهمن ۱۳۹۵

در سال‌های اخیر با افزایش تعداد کمی و کیفی طراحان و تلاش آن‌ها برای گسترش مقوله‌ی دیزاین در جامعه، جمع‌هایی تخصصی شکل‌گرفته که از مهم‌ترین اهداف آن‌ها، نشان دادن توانایی‌های طراحان و ایجاد ارتباط بین طراحان و تولیدکنندگان است. «کانون دید» ازجمله‌ی این جمع‌ها است. این مجموعه که شامل گالری، مرکز آموزش دوره‌های مختلف و محلی برای گردهمایی های دوستانه‌ی طراحان است، توسط محمدرضا کتابی تأسیس شده و اولین نمایشگاه رسمی خود را در پاییز امسال با نمایش عکس‌های کودکان مرزنشین تجربه کرد. کتابی باتجربه‌ی سال‌ها کار در فضای واقعی تولید و ساخت محصولات و همچنین ارتباط مستمر با دانشجویان و طراحان صنعتی در دانشگاه‌ها، این کانون را تأسیس کرد.

توسط مرضیه اصلانی ؛ ۳ فروردين ۱۳۹۶

ساخت آرامگاه حکیم عمر خیام در سال 1341، پس از سه سال کار پی در پی به پایان رسید و در آن زمان انجمن آثار ملی متولی ساخت بناهای آرامگاهی مفاخر ایرانی از جمله این آرامگاه بود. فرم معماری این آرامگاه بر قابلیت های سازۀ فلزی با پوشش بتنی خود متکی است که تکنیکی مدرن در ساختمان‌سازی به‌شمار می‌آید، اما این فرم یادآور نظم هندسی حاکم بر گره‌های تزئینی معماری ایرانی نیز هست؛ به ویژه که با پوشش کاشی‌های معرق بر سطح آن رنگ و بوی بیشتری از معماری ایرانی به خود می‌گیرد. در تزئینات کاشی‌کاری این یادمان آرامگاهی از خط نستعلیق استفاده شده و ابیاتی از رباعیات خیام به تصویر درآمده است.

در نمای بیرونی یادمان، بیست رباعی با خط شکستۀ نستعلیق و به صورت درهم، توسط استاد مرتضی عبدالرسولی نگاشته شده و میان آنها با کاشی‌هایی با نقوش انتزاعی پر شده است. در این بنا برای اولین بار از خط شکسته در کتیبه‌ها استفاده شد که خود با روحیۀ مدرن بودن فناوری ساخت بنا همخوانی دارد. در سطوح داخلی نیز نقوش گل و برگ و پیچک به چشم می‌خورد که سیحون انتخاب آنها را نیز متناسب با روحیۀ شاعری خیام معرفی کرده است. 

رنگ فیروزه‌ای که یکی از رنگ‌های اصلی در تزئینات معماری ایرانی است، به عنوان رنگ زمینۀ کاشی‌ها انخاب شده است و به عنوان رنگ غالب در بنا دیده می‌شود. انتخاب این رنگ با توجه به هدف معمار در الهام گرفتن از معماری ایرانی، انتخابی شایسته است. همچنین قرار گرفتن کاشی‌ها در میان سطوح پر و خالی  که هندسۀ حجم بنا پدید آورده، به حضور رنگ فیروزه‌ای در کل بنا توازن بخشیده است. 

توسط مینا مختارزاده ؛ ۳ فروردين ۱۳۹۶
شهر قم در کنار جایگاه مقدس خود در میان مردم ایران، پیشینه‌ی تاریخی درخشانی نیز دارد. بسیاری از آثار تاریخی و معماری این شهر به دلیل ناشناخته ماندن در حال فراموشی است. آثاری که هرکدام به تنهایی می‌توانند باعث شهرت و رونق شهر شوند.
"باغ گنبد سبز" یکی از این مجموعه‌های زیبا و تاریخی در قسمت شرقی شهر قم است که گنبدهای موجود در آن، به گنبدهای دروازه کاشان معروف هستند. جدای از سابقه‌ی تاریخی و افرادی که احتمالاً در این بناها دفن شده‌اند، زیبایی تزیینات و معماری آن بیننده را مجذوب خود می‌کند.
این بنا بر اساس کتیبه‌های موجود در آن مقبره‌ی خاندان صفی، فرمانروایان مستقل قم در قرن هشتم هجری بوده است. هر سه گنبد جنوبی، میانی و شمالی به‌ صورت دوپوسته گسسته رُک ساخته شده‌اند. پوسته‌ی خارجی به‌ صورت منشور شانزده ترکی و پوسته داخلی به صورت عرقچین می‌باشد که بر روی بدنه‌ی استوانه‌ای شکل دوازده‌ وجهی بنا قرار دارد. البته پوسته‌ی خارجی گنبد جنوبی در طی زمان تخریب گشته و پوسته‌ی داخلی آن در دوران معاصر تعمیر و بازسازی شده است. به احتمال بسیار زیاد فرم و شکل این گنبد با توجه به اشتراکات فراوان با دو بنای شمالی و میانی به همان شکل دوپوسته رک می‌باشد.
یکی از دلایل دوپوسته ساختن گنبدها، توجه به مقیاس ساختمان و مقیاس شهر است. گنبدها میزان اهمیت بنا را نشان می‌دهند و همین‌طور باید تا حد امکان از نقاط مختلف شهر دیده شوند؛ لذا سعی می‌شود که گنبد فوقانی را بلند و مرتفع احداث کنند و پوسته‌ی زیرین گنبد را، برای هم‌گون کردن با فضای داخلی در ارتفاع کمتری اجرا می‌‌کنند.
این ابنیه همچنین یکی از آثار فاخر گچ‌بری ایران محسوب می‌شوند که از گنبد سلطانیه تأثیر گرفته‌‌اند. کتیبه‌های این سه بنا به خط ثلث یا کوفی با گچ‌بری برجسته سفیدرنگ و زمینه‌ی لاجوردی با نقوش اسلیمی میان دو حاشیه، نقش و نگار شده و آیات قرآن و اسامی جلاله معصومین (ع) درون آن با طرحی از گل‌وبوته مزین شده است. دیگر تزیینات بنا شامل طرح‌ شمسه عظیمی در مرکز بنا با گره بندی‌های متعدد، طاق‌نماها و درگاه‌هایی است که به صورت قرینه مقرنس گشته و شیوه‌های متنوع گچ‌بری چندرنگ را به نمایش گذاشته است.

توسط فردین طهماسبی ؛ ۲۱ اسفند ۱۳۹۵

فضاهای درمانی در کشور ما غالبا به دلیل فضاهای شلوغ و ناآرام خود منشا بروز اضطراب‌ در مراجعه‌کنندگان هستند. فضاهای استراحت ناکافی، نور اندک، عدم رعایت پارامترهای آسایشی، طراحی‌های ناهمگون داخلی در کنار مسائل فرهنگی و رفتاری در فضاهای درمانی باعث می‌شوند مراجعه‌کنندگان در بدو ورود و در طول مدت انتظار فاقد پیش‌نیازهای روانی کافی باشند. استودیوی طراحی دزار با طراحی یک کلینیک دندانپزشکی موفق به خلق فضایی شده که ضمن پاسخگویی به اقتضائات فضایی پزشکی، می‌تواند کاربران را به رضایت بیش‌تری برساند. 

اخبار معماری

توسط فرزین خاکی ؛ ۲۹ بهمن ۱۳۹۵

خیالات ما چندین بعد دارند و ما هر بار در ابعاد گوناگونی خیا‌ل‌پردازی می‌کنیم؛ این را هنگام مطالعه‌ی یک داستان، تماشای یک تصویر و لمس یک مجسمه می‌توان دریافت و شاید بتوان گفت که هرچه سوژه‌ی ما دقیق‌تر شود خیال ما نیز محدودتر عمل خواهد کرد.
نمایش‌گاه خیالات چندوجهی تلاش سه هنرمند است که در آن، راوی داستان‌هایی چندگانه و مجسم شده‌اند. آن‌ها هر بار ابعاد متفاوتی از ذهن ما را درگیر اثر خود می‌کنند، تصویرسازی‌ها اجازه‌ی گسترش ذهن را داده و مجسمه‌ها خیالات ما را جمع‌‌و‌جور می‌کنند. معصومه اعتبارزاده، علی‌رضا اوجی و مسلم علم‌زاده در این آثار جالب و متفاوت خود سعی داشته‌اند که علاوه‌ بر نمایش‌گاهی بودن کارها، میان آن‌ها روایتی مفهومی ایجاد کرده و کل نمایش‌گاه را به یک اینسالیشن تبدیل کنند. البته این تلاش، به نظر خیلی موفقیت‌آمیز نبوده و لااقل در ابعاد و کیفیات نمایش‌گاه فعلی پاسخ‌گو نیست. چینش ساده و موزه‌وار آثار، آن‌ها را کمی از یک اثر اینستالیشن حساب‌شده دور می‌کند و اجازه نمی‌دهد که مخاطب خود را در دل داستان‌ها احساس کند. نمایش‌هایی این‌چنینی که ظرفیت‌های فانتزی، ساده و داستانی دارند، می‌توانند در جذب مخاطب کودک موفق باشند و اصلا مخاطب اصلی خود را کودکان ببینند، کما این‌که در بازدید کوتاه خود از گالری شاهد جذب شدن کودکان به آثار هم بودیم.
این نمایش‌گاه چندی پیش به مدت دو هفته در خانه‌ی هنرمندان ایران به نمایش درآمد و قرار بود که عواید حاصل از فروش آن‌ها نیز به مصارف خیریه برسد.

توسط زهرا اردکانی ؛ ۱۶ بهمن ۱۳۹۵

پرفورمنس‌ آرت (Performance Art) که با عنوان «هنر اجرا» در ایران شناخته می‌شود؛ نوعی نمایش، بر آمده از هنرهای تجسمی است، به منظور ارائه انگاره‌های نو و حتی تبلیغ اندیشه‌های اجتماعی و عقاید سیاسی که از اوایل سدۀ بیستم میلادی کم کم رواج یافته است. 

نمونه‌های پیشین پرفورمنس آرت با جنبش‌های فوتوریسم، کنستروکتیویسم، باوهوس، دادا و سوررئالیسم همراه بوده و سایر هنرها هم‌چون هنر کنشی و بدنی، هنر خاکی و کانسپچوآل آرت نیز به نحوی با آن پیوند دارند.

پرفورمنس آرت را «هنر زنده» نیز می‌نامند، چرا که زنده بودن مشخصۀ اصلی آن است؛ بدین معنا که در برابر مخاطبان و گاه با مشارکت ایشان اجرا می‌شود. در مجموع، امروزه پرفورمنس آرت نه به عنوان یک سبک یا جنبش هنری بلکه به عنوان یک شیوه با امکانات چند جانبه به حساب می‌آید، که از سال‌های پس از جنگ جهانی دوم تاکنون صور مختلف و مشخص‌تری در آمریکا و اروپا یافته و در بسیاری از نقاط دنیا نیز هنرمندان و مخاطبانی را به سوی خود جلب کرده است. 

با این حال پرفورمنس آرت در فضای هنری و محیط آکادمیک ایران هنوز جایگاه مشخصی نیافته، اما شکل تا حدی جدی‌تر آن را می‌توان در جشنواره تخصصی «سی پرفورمنس، سی هنرمند، سی روز» جستجو کرد. هرچند تنها شش دوره از عمر این جشنواره می‌گذرد اما حداقل در این زمان کوتاه توانسته رسمیتی نسبی به این هنر ببخشد و هنرجویان جوان را بیش از پیش با آن آشنا سازد. 

گفتنی است امسال نیز ششمین دورۀ جشنواره «سی پرفورمنس، سی هنرمند، سی روز» با هدف معرفی این مدیوم به مخاطبان و هنرمندان سایر حوزه‌های هنری، آموزش مستقیم و غیر مستقیم و انجام فعالیت‌های تحقیقی و گسترش مباحث تئوریک در این زمینه، با تمرکز بر بر رابطه میان مکان، فضا و اهمیت آن در پرفورمنس‌آرت با شرکت سی هنرمند، از ۲۱ آذر ماه تا ۳۰ دی‌ماه سال ۱۳۹۵ به همت کانون نیومدیا موزه هنر‌های معاصر تهران، برای دومین بار در مکان همین موزه برگزار گردید.

توسط زهرا اردکانی ؛ ۴ بهمن ۱۳۹۵

هیوا پاشایی هنرمند فعال عرصه تجسمی مدتی قبل در فرهنگسرای نیاوران چهره (پرتره) ۱۵ تن از مشاهیر موسیقی ایران همچون شهرام ناظری، لوریس چکناواریان، جلال ذوالفنون، محمدرضا لطفی، حسین علیزاده، کیهان کلهر و... را که به شیوه ای ابداعی در قالب هنر «تکستایل آرت» با روبان های رنگی خلق شده بود، به نمایش گذاشت.

اکنون این هنرمند در تجربه‌ای دیگر به سراغ چهره‌های آشنای سینما و تئاتر ایران رفته، تا به گفته‌ی خودش چهره کسانی که به زندگی ما گرما بخشیده‌اند را با شیوه‌‌ای جدید به تصویر بکشد. پاشایی درکنار یک تیم شورایی و با حضور تعداد زیادی از هنرمندان، پس از برگزاری یک ورک شاپ آموزشی با استفاده از دانه‌های تسبیح و مهره‌های رنگی آثاری را در ابعاد ۵۰×۳۵ سانتی متر تا ۱.۵×۱ متر از چهره‌ی مشاهیر سینما و تئاتر خلق کرد.

آنچه که به گفته‌ی پاشایی ویژگی این آثار به حساب می‌آید، استفاده از عناصر ایرانی درقالبی مدرن است؛ ویژگی‌ای که در پرتره‌نگاری ۱۵ تن از مشاهیر موسیقی ایران نیز به جهت الهام از بافت و گره قالی ایرانی مشهود بود. این‌بار هرچند مهره‌های تسبیح نمی‌توانند به اندازه‌ی تجربه گذشته پاشایی حس ایرانی بودن را القا کنند، اما به جهت وجه نمادین‌شان به نوعی بیانگر عرصه پاک و ملکوتی هنر هستند و جایگاه رفیع هنر و اهل هنر را در طول تاریخ ایران یادآور می‌شوند.

نمایشگاه «پرتره‌نگاری مشاهیر سینما و تئاتر ایران» پنج‌شنبه ۲۷ آبان ماه در گالری آریانا به کار خود پایان داد، اما هیوا پاشایی و حسن مطهری به عنوان مدیر هنری و مدیر روابط عمومی این نمایشگاه قصد دارند تا در ادامه ساخت پرتره‌های مشاهیر ایران، به سراغ شخصیت‌های ورزشی نیز بروند، از همین رو به زودی فراخوانی به منظور شرکت علاقمندان در ساخت پرتره‌های ورزشی ایران منتشر خواهد شد.

اخبار هنر مفهومی

توسط سیده زهرا موسوی ؛ ۳ فروردين ۱۳۹۶

انیمیشن کوتاه«بابانوئل به شرق می آید» به تهیه کنندگی خانه پویانمایی انقلاب اسلامی و کارگردانی حمید  حقانی  و  طراحی شخصیت محمد خیراندیش نزدیک به یک سال گذشته تولید و در آستانه ی سال جدید میلادی پخش شد. هم زمانی پخش این انیمیشن با انفجارهای تروریستی در ترکیه واکنشی جهانی را هم در برداشت. قسمت دوم این مجموعه  با نام «بابا نوئل در پاریس» نیز اندکی پس از انتشار قسمت اول پخش شد.

در قسمت اول بابانوئل برای کودکان شرقی و با توجه به طراحی فضا جایی در کشورهای عربی هدیه ی سال نو می آورد وکودکی انتظار این هدیه را می کشد. هویت اصلی بابانوئل مشخص نیست و با پیشرفت داستان متوجه می شویم که او یک شخصیت داعشی است  و بمب بر سر کودکان شهر می ریزد و همه جا را به آتش و خون می کشد.
در قسمت دوم بابانوئل یا همان شخصیت داعشی به پاریس می رود و بمبی  که به نظر یک هدیه می رسد بر فراز شهر می افتد.
بسیاری براین باورند که داعش دست پرورده ی  قدرت طلبان غربی و مزدوری آمریکایی است. کسانی که به نام اسلام و برای پول سعی بر بد نمایی وجهه ی حقیقی اسلام عزیز دارند. چنین دیدگاهی به صورت یک داعشی در لباس بابانوئل نمایان است. عملیات های تروریستی که در جای جای خاورمیانه به ویژه عراق و سوریه رخ می دهد در قسمت اول این انیمیشن به صورت انفجارهای مکرر در یک شهر عربی با نخل های فراوان دیده می شود. پسر کوچکی که در این شهر به عنوان ساکن حقیقی و مسلم واقعی معرفی می شود در قسمت دوم مورد اتهام غربیان قرار می گیرد در واقعیت نیز اروپاییان تفاوت چندانی میان باورهای کاذب داعش و باورهای اصیل و انسان ساز شیعی قائل نیستند. در پایان انیمیشن نیز، بر مزدور بودن داعش با استفاده از نمایش دسته ای از اسکناس های دلار در دستان بابانوئل دروغین  تأکید می شود.  این فیلم های کوتاه به خوبی توانسته اند پیامی که مورد نظر کارگردان و تهیه کننده بوده را منتقل کنند اما با تماشای این آثار سوالاتی نیز در ذهن شکل می گیرد.
چرا در نمایش یک شهر در شرق و خاورمیانه فقط غم، فقر و سیاهی را می بینیم؟ هیچ کنشی مبنی بر وجود ارزش های اسلامی و حتی بومی این منطقه که موجب شادی مردمان آن باشد دیده نمی شود. گویی  که شرقیان هویتی ندارند و منتظر کالاهای غربی و ارزش های فرهنگی غربی هستند.  در فضای سنتی شهر هیچ المان غربی وجود ندارد با این حال تنها یک بورد تبلیعاتی غربی درست در مقابل خانه ی کودک وجود دارد. چرا یک رسم محبوب غربی که همان دریافت کادو از بابانوئل است این چنین بدنمایانده شده است؟ زمانی که وارد فضای غرب می شویم همه جا رنگین است که در تضاد با فضای شرقی پر از شادی و مهر و نشاط به نظر می آید اما ساکنان آن بویی از محبت ندارند به طوری که حتی به یک ناتوان جسمی هم کمک نمی کنند وقتی که  در قسمت دوم بمبی بر فراز شهر از  ارتفاع بالا رها می شود منفجر نمی شود که این هم جای ابهام و از نظر منطقی جای سوال دارد. چگونه یک انسان نابینا متوجه حضور یک کادوی شب کریسمس می شود؟ در مجموع فیلم نامه ی قسمت دوم در مقایسه با قسمت اول ضعف بیشتری دارد.
استفاده ی ابزاری از کودکان و ناتوانان جسمی در این دو انیمیشن جالب نیست به طوری که مسلم حقیقی با محبت، آرام و معصوم و منفعل و بی دفاع معرفی شده و انسان غربی هم که قربانی تروریسم است ناتوان جسمی است. انتخاب این نوع شخصیت ها جلب توجه می کنند و ازنظر احساسی تاثیر بیشتری می گذارند  اما باید دید که در حقیقت حافظین اصلی و مدافعین واقعی سرزمین های اسلامی این چنین بی دفاع و ضعیفند؟  هم چنین حامیان غربی جریان تروریسیتی داعش اصلا در این مجموعه نمایش داده نشده اند و غربیان انسان هایی بدون درک، بدون وجدان و بی محبت   هستند که این نمایش غرب نیز در تقابل  با واقعیت است. 
در پایان باید گفت این آثار از نظر تکنیکی قابل قبول هستند ولی با توجه به کم کاری فرهنگی رسانه های اسلامی و شیعی  که دایه دار دفاع از ارزش های دینی هستند و ترویج پیامی کم عمق که بر روی مخاطبین غربی حتی اثر منفی هم دارد ، این فکر به ذهن می آید که شاید این نهادها تنها می خواهند به شعاری بسیار آشکار اکتفا کنند تا  فقط نشان دهند که تلاش می کنند نه اینکه تاثیری واقعی و کارآمد داشته باشند.






توسط زهرا اردکانی ؛ ۲۳ اسفند ۱۳۹۵

در سال نود و پنج «رهایی از بهشت» تنها اثر انیمیشن حاضر در بخش رقابتی جشنواره سی و پنجم فیلم فجر بود، که ساخت آن قریب به چهار سال از مرحله‌ ایده پردازی تا اتمام تولید به طول انجامید. این اثر سینمایی که توسط انجمن هنرهای تجسمی انقلاب و دفاع مقدس تهیه شده، هرچند در ظاهر دربارۀ زندگی نویسندۀ داستان‌های کمیکی است که ناگهان وارد فضای داستان‌هایش  می‌شود، اما در واقع به نوعی روایتگر زندگی شهید دکتر مصطفی چمران است، که با زندگی وی در آمریکا و لبنان آغاز و سپس در ایران دنبال می‌شود.

نکته برجسته و اصلی این اثر، برخورداری از یک خط داستانی قوی و جذاب است، که در کنار اجرایی قابل قبول، توانسته «رهایی از بهشت» را نسبت به سایر انیمیشن‌های ایرانی ساخته شده در چند سال اخیر به اثری شاخص بدل نماید. داستانی که به نظر می‌رسد به دلیل وجود شخصیت‌های خاص و جهانی و به نوعی غریبه، به تصویر کشیدن آن نه تنها دشوار است بلکه فقط درقالب انیمیشن میسر و ممکن می‌باشد. 

گفتنی است در ساخت این اثر سینمای از دو تکنیک دو بعدی و سه بعدی درجهت تفکیک فضاهای قصه استفاده شده است. همچنین گرافیک و فضای کلی اثر شبیه به نقاشی است، به طوری‌که در بخش‌هایی از کار شاهد استفاده از تاش‌های نقاشی با آبرنگ در فضای سه بعدی هستیم. در واقع سازندگان برای رسیدن به چنین نکته‌ای، بعضی از نشانه‌های تصویرسازی کتاب‌های نقاشی را وارد فضای سه بعدی نموده و گرافیکی شبیه به کتاب‌های کُمیک، اما متحرک خلق نموده‌اند.

انیمیشن سینمایی «رهایی از بهشت» به کارگردانی علی نوری اسکویی که در بخش مسابقۀ این دوره از جشنواره فیلم فجر حضور داشت، درنهایت با بی‌مهری تمام از سوی برگزارکنندگان در بدترین زمان ممکن در جشنواره به نمایش درآمد و متاسفانه با وجود داشته‌های فراوان مورد بی‌توجهی هیأت داوران قرارگرفت. چنان که حتی کارگردان اثر در یادداشتی از عوامل خود برای شرکت در این جشنواره عذرخواهی نمود!

Release-from-Heaven

توسط سیده زهرا موسوی ؛ ۱۴ اسفند ۱۳۹۵

تشکیل صنوف در صنایع مختلف امکان حمایت از حقوق کارگران و دنبال کردن مطالبات کارفرمایان را به صورت رسمی، منظم و قانونی فراهم می کند. به تازگی با تلاش چند تن از فعالین انیمیشن و پیگیری چند ساله ی آنان صنف کارگران انیمیشن  فعالیت رسمی خود را آغاز کرده است. تشکیل این صنف سبب شده است تا کارشناسان انیمیشن از تهیه کننده، کارگردان، نویسنده، انیماتور، طراح کانسپت، مدرسین انیمیشن و غیره گرد هم آیند و با برگزاری جلساتی منظم با تاریخچه ی تشکیل صنف در ایران، تعریف صنف، جایگاه صنف انیمیشن در ایران، فرصت های بالقوه ی ایجاد صنف، اساس نامه و برنامه های آتی آن به صورت کلی آشنا گردند. در نهایت اعضای هیات رییسه و بازرسین با برگزاری انتخابات مشخص شده اند. چنین اتفاقی اهمیت خاصی برای جامعه ی کوچک انیمیشن ایران دارد. چرا که قبل از این امنیت شغلی و تضمین حیات مشاغل مرتبط با انیمیشن معنایی نداشت. تا کنون  تامین کنندگان اصلی و سرمایه گذاران انیمیشن، سفارش دهندگان دولتی بوده اند  که مسلما با تغییر دولت ها نیز روندی یکنواخت و با ثبات وجود ندارد. امروز انیمیشن ایران به جایگاهی رسیده است که بتواند خود را به عنوان یک صنف بشناساند و به صورت مستقل به تامین نیازهای شغلی هنرمندان مرتبط با این حوزه بپردازد.
 برخی از کشورهای غربی سفارش های انیمیشن را در خارج از کشور خود دنبال می کنند و به عبارت دقیق تر تولیدات انیمیشن خود را برون سپاری می کنند. کشورهای دیگر هم با قیمتی پایین تر ولی با کیفیت بر سر جذب سفارش ها با هم رقابت می کنند. با پیشرفت نهادهایی مستقل مانند صنف انیمیشن، احتمال حضور انیمیشن ایران در بازارهای بین المللی بیشتر می گردد و تولید کنندگان داخلی تنها چشمشان به بازار داخلی نیست. حضور جدی انیمیشن ایران در بازارهای جهانی نتایجی چشم گیر خواهد داشت به صورتی که به جز کار آفرینی برای جوانان پویای این عرصه، زمینه ی آشنایی دیگر کشورها با فرهنگ بومی، اسلامی و ایرانی ایجاد می گردد.

animation

اخبار سینما و انیمیشن

زهرا اردکانی ؛ ۴ بهمن ۱۳۹۵
زهرا اردکانی ؛ ۴ بهمن ۱۳۹۵
زهرا ذوعلم ؛ ۴ بهمن ۱۳۹۵
زهرا اردکانی ؛ ۲۶ دی ۱۳۹۵
زهرا اردکانی ؛ ۳۱ شهریور ۱۳۹۵
زهرا کشاورز ؛ ۱۲ مرداد ۱۳۹۵
درباره خط
چگونه با خط هم‌کاری کنیم؟
دوستان خط
تماس با خط
طراح قالب : گلبرگ دانلود